تحولات فکری، اجتماعی و اقتصادی اروپا در 300 سال گذشته 

 

   فـلاسفـه ی هستـی گرا هـرگونـه پـیـروی از جمع و  

هنجارهای اجتماعی یا همرنگی با آنها را که در آن فرد  

آزادانه امکان انتخاب نداشتـه باشد را محکوم می کنند.  

البته این تَفـرُّد با خودمحوری یا خودبینی فرق دارد؛ زیرا  

به قول بوبر«آزادی حقیقی متضمن خودخواهی نیست،  

بلکه مستلزم ارتبـاط معنـوی با دیگران است و منظور از 

این ارتباط، آزادی باز و پویاست.» افراد در ارتباط معنوی؛  

در عیـن اتـحاد، بی همـتـایـی و یـگانـگـی خود را حفـظ  

می کنند و مُستغرَق و محو در وجود دیگری نمی شوند. 

   هستـی گرایـان اصـول اخلاقـی را نـفـی نمی کنـنـد،  

و تنهـا اصـول اخلاقـی مجرد و کلّی را مطرود می دانند.  

بوبر می گوید: « هیچ فرد مسئولی نسبت به هنجارها  

بیگانـه نیـست، اما حکمـی که ذاتـی هر هنـجار اصیـل  

است،هرگز به صورت قاعده ی کلی درنمی آید و تحقق  

آن نیز صورت عادت به خود نمی گیرد.».  

   آنچه در این فلسفه می توان دید، تکیه بیش از حد بر  

فردیت و آزادی فردی و اعتقاد به نسبـیت امور به اعتبار  

بینـش و اعتقـادات شخصی است. این فـلسفه چنانکه  

گفـته شد، در حقیقت واکنـشی است در برابر فـلسفه  

هایـی که شخصـیت انسانـی افـراد را نـادیـده گرفـته با  

تصور انسانی کلی، جامعه و قـدرتهـای آن ، مثل دولـت 

را مـجاز به « تـعیـیـن سـرنـوشـت افـراد » می دانـنـد و  

نـمـونـه های افـراطـی آن را می توان در افکار نوهگلیان 

مثـل جُوانـی جنتیـلـه نظریـه پـرداز ایتالیایی در حکومت  

موسولینی و ارنـسـت کریـک نظـریـه پـرداز آلمـان نازی؛  

مشاهده کرد. 

   جنتیـلـه به همـراه « بـنـدتـو کروچه » نهضـت فـکری  

فـاشیـستـی را رهبـری کرد و در سـال 1922 در دولـت  

فاشیستی ایتالیـا به وزارت آموزش و پرورش نیز رسید.  

بـه عـقـیـده ی او و هـم مسلـکان نـوهـگلـی او دولـت،  

ضرورتـی دیالکتیـکی است و کاملترین تَجَسُّد و تجسم 

 ایده ( روح ) و اصل و منشاء همه ی سازمانها و روابط  

سیاسی بالقوه در بردارنده ی مفاهیـم دین و اخلاق و  

مـیـهـن است کـه بـر روی هـم یـک مـلـت را تـشـکیـل  

می دهند. اراده ی چنین دولتـی قـاعـده ی هر عملی  

اسـت. فـلسـفـه ی تـربـیـتـی جنـتـیـلـه بر دو پـایـه ی  

فلسفه ی روح و نظریه ی دولت استـوار است. ارنست  

کریک در اصـول با فـلسفـه ی جنتیـلـه، وجوه مشتـرک 

 زیـادی دارد.

منبع : ششم و متوسطه اول |چگونه اروپا، اروپا شد؟ ( 12)
برچسب ها : اصـول ,اصـول اخلاقـی